اندر احوالات قرنطینه در دوران گذار از کرونا
در دنیای digital امروز ، که به دلیل خدمات اینترنتی نیاز ِ مراجعه به مراکز خدماتی کاهش یافته  ، به نظر می رسد مهمترین علت بیرون رفتن آدم ها ، سوای کارکردن ،تفریح باشد.

با شیوع کرونا و بسته شدن مراکز تفریحی و بسته شدن بیشتر شرکت ها ، ارتباط آدم ها به حداقل رسیده و کسب و کارهای اینترنتی رونقی به مراتب بیشتر یافته است.
عواقب قرنطینه سوای ضرورت رعایت آن ؛

۱/ این کاهش ارتباطات فیزیکی و چشم در چشم ، جمع شدن ها ،مهمانی ها و سفرها ، بخصوص در صورت طولانی شدن حس همدلی و ترحم و شفقت را کاهش می دهد.

۲/ از بین رفتن ارتباطات انسانی ، و فرو رفتن بیشتر انسان ها در غار digital اشان ، باعث کاهش قدرت عاطفی و به تبع آن مقاومت روانی اشان در برابر مشکلات و مصیبت ها می شود. هرچند که علیرغم این مشکل ، وقوع کرونا نتیجه قابل توجهی درهمبستگی ملی در جامعه داشت که می توانست فرصت مناسبی برای حاکمیت برای کم کردن فاصله با مردم باشد.

۳/ جمع روانی و توانمندی اجتماعی و سیاسی افراد از جمع عددی  آنها بیشتر است .
در بزنگاه های اعتراضات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ، همبستگی بوجود آمده نه به صورت جمعی بلکه به صورت لگاریتمی افزایش می یابد ، لذا برای حکومت های اقتدار گرا که همیشه مورد اعتراض مردم هستند ، جدایی خود خواسته آنها مثل نعمتی است که از آسمان نازل شده است.

و اما رابطه کرونا و قرنطینه چگونه خواهد بود ؟

در بیماری  Menierکه باعث سرگیجه می شود ، حرکت سر در ابتدا باعث افزایش سرگیجه می شود ولی عجیب اینکه درمان بیماری ، ادامه زندگی عادی است و بعد از مدتی علیرغم وجود سرگیجه ، مغز عادت می کند که سرگیجه راignore کند. 

مقایسه بیماری کرونا با Menier’s کار درستی نیست. ماهیت دو بیماری متفاوت است. ولی کرونا به این زودی بارو بندیلش را جمع نخواهد کرد، لذا باید یاد بگیریم با این مهمان ناخوانده ای که صاحبخانه شده کنار بیاییم. 
قرنطینه در این مدت ، به سیستم درمانی در همه دنیا کمک کرد تا با طرح فاصله گذاری اجتماعی تا حد ممکن همه گیری را کاهش دهند به سه  علت مهم؛

۱/ تجهیز سیستم درمانی و Upgrade کردن آن و نیز خارج شدن از شوک اولیه
۲/ آمادگی و آموزش پرسنل درمانی و بدست آوردن ایده کلی تشخیص و درمان 
۳/ پیدا شدن واکسن یا درمان مناسب همزمان با کنترل ضریب شیوع. 

به نظر می رسد دو مورد یک و دو در ایران علیرغم مشکلات مدیریتی تا حدی به سرانجام رسیده. 
علت شاید نوعی مقاومت ژنتیکی ایرانیان به دلایل intrinsic باشد و یا دلایلی extrinsic مثل اجباری بودن واکسن ب ث ژ. 

برای کشور ایران پیشنهاد می کنم ، با توجه به اینکه Covid-19 به این زودی رفع زحمت نخواهد کرد، قرنطینه با قبول شرایطی که باید جزیی از زندگی روزمره شود به پایان برسد:


ولی این گذار از قرنطینه شرایطی دارد که برنامه ریزی کوتاه مدت یا بلند مدت را می طلبد و نیاز به بسیج عمومی برای آموزش آن وجود دارد و از آنجا که جامعه مدنی در ایران ضعیف است ، بار اصلی آن به دوش وزارت بهداشت و درمان است. یاداوری این نکات ضروری است :
         -برنامه ریزی کوتاه مدت ؛

۱/ تاکید به اینکه پایان نسبی قرنطینه به معنی پایان بیماری کرونا نیست. 

۲/ روش های زندگی برای ۲-۳ سال آینده باید در حوزه های اجتماعی و فرهنگی تغییرات اساسی پیدا کند. 

الف: مهمتر از همه فرهنگ سلام و احوالپرسی وخداحافظی است. 

ب:شستن مرتب دست‌ها و اهمیت بیشتر به بهداشت فردی و شروع آموزش کودکان و نوجوانان و دانشجویان در برنامه های درسی

ج؛ نوآوری های جدید در صنعت گردشگری تا بتواند  با حمایت دولت این صنعت مهم  بر پا بماند ، که بعد از یافتن راه حل نهایی کرونا ،بر جنازه اش شیون نکنیم. 


د:حمایت و اعمال شیوه های نوین در رستوران داری و کافی شاپ و سینما که به تبع آن ، جایگاههای متعدد شغلی ایجاد می شود و در عین حال نشاط جامعه به دلیل گردهمایی و قرار های دوستانه و خانوادگی حفظ می شود. 

ه: با دادن آموزش های لازم از طریق مطبوعات و تلوزیون به مردم ، اجازه دهیم خودشان مبتکر روش های بدیع برای فاصله گذاری اجتماعی و روش های پیشگیری باشند. 

و/ آموزش گروه‌های خودجوش مردم نهاد و جامعه مدنی که می توانند نه تنها در زمان کرونا ، بلکه در هر بحران بهداشتی به کمک دولت و مردم بیایند. 


لازم به توضیح است جامعه مدنی قوی و NGO های مردمی می توانند در این زمان ها به مثابه نیرویی قدرتمند در کنار دولت باشند و فشارهای روانی دولت را در تصمیم گیری های اجتماعی کم کنند تا دولت بتواند به بحران های سیاسی و اقتصادی ناشی از کرونا بپردازد.

برنامه ریزی بلند مدت؛
۱/سرمایه گذاری در زمینه تحقیقات برای زمینه های درمانی و پیشگیری با توجه به زیرساخت های خوبی که در ایران است ، مثل انیستیتو پاستور 

۲/همکاری وسیع با پزشکان و اندیشمندان حوزه پزشکی و انجمن های صنفی برای تحکیم زیرساخت های بهداشت و درمان و تقویت امنیت در این حوزه

۳/شناسایی نقاط ضعیف و بیشتر در معرض و حساس به بیماری در استان های کشور ، بخصوص استان های محروم تر و بسیج نیروهای پزشکی و مردمی در غالب سازمان های مردم نهاد برای کمک به اهداف دولت. 

۴/بسیج بین المللی از طریق ایرانیان علاقمند به منافع ملی ایران ، جهت کمک به رفع کمبودهای بیمارستانی و دارویی و تبادل علمی پزشکان داخل ایران با پزشکان ایرانی خارج از کشور برای ارتباط تشکیل گروه‌های پاندمی و افزایش ارتباط بین المللی 

در انتها ، هرچند پدیده کرونا مشکلات زیادی با خود به همراه آورد ولی خوب است با توجه به مشکلاتی که بوجود آمد، دولت و حاکمیت به ارزش و اهمیت نقش جامعه مدنی و گروه های مردم نهاد و مطبوعات آزاد و اطلاع رسانی شفاف ،بیشتر توجه کنند تا با تقویت آنها ، خدمتی بزرگ به تحکیم ارتباط حاکمیت و مردم شود و قدمی هر چند کوتاه به سمت آشتی با مردم برداشته شود.

پایان پیام/

مطالب مشابه