معضلی به نام رسانه ملی
ويرايش حين و يا بعد از ساخت برنامه نيز به فراموشي سپرده شده است. 
كاش آن كه مسؤول مستقیم سانسور است اين بار رفتارهاي غيربهداشتي برخي مسؤولين درماني در مقابل دوربين را حداقل از تيغ مي گذراند تا يك رفتار غيرمتعارف تاثير هزار جمله زيبا را بر باد ندهد.

ناهماهنگي موج مي زند؛ مجري محترم راحت است. شايد كرونا گرفته و بهبود يافته . خندان است و به زعم خويش به جامعه آرامش مي دهد.
در بخش ديگر خبري، وزير اما ملتمسانه از منع سفر و تردد مي گويد. اين كه برآيند اين دو در جامعه چه خواهد شد، از جاده هاي شلوغ رو به شمال و آمار روبه افزايش ِ بيماري هويداست.

طنز هم كم نيست. همزمان با توصيه هاي منع سفر،  مكرراً و در بخشهاي مختلف ، تبليغات راه اندازي فاز جديد آزادراه تهران شمال دلربايي مي كند. احتمالا مي خواهند ميزان خويشتن داري مردم در برابر هوسِ عبور از جاده جديد را بسنجند. 

مهمانان دانشگاه رفته نيز در اين جوِ عجيب اسير شده اند؛ استاد محترمي كه همان ابتدا بر طبل قرنطينه كوبيده است، در راند بعدي آن را غير علمي مي نامد.

مديريت واحد علمي كه نياز حياتي اين روزهاي رسانه ملي است، با هيچ معياري قابل دريافت از آنچه كه پخش مي شود، نيست. همه چيز به سليقه مجري و برنامه سازِ محترم گره خورده است.

شوربختانه بيماري هنوز كنترل نشده است.
بايد اذعان كرد كه رويه بي تفاوتي و بيگانگي با علم كه سالها با نحوه بيان و گزارش سازي اهالي تلويزيون به خانه مردم پرتاب شده، به يك بيماري اجتماعي تبديل گشته ، حال دامن سلامت جامعه را گرفته است.

البته نظر نگارنده اين نيست كه مجموعه رسانه ملي توانايي كافي جهت مديريت يكپارچه بحران را ندارد، اتفاقا توانمندي ايشان بسيار بالاست ، تنها كافي است همان هماهنگي و پشتكاري كه در حمله به پزشكان به خرج داده اند را در كارزار كرونا نيز به كار گيرند.

پایان پیام/

مطالب مشابه