آخرین تیر ترکش
ما برای دستیابی به این تخمین از روش‌های آماری پایه بر مبنای تعداد فوتی‌های گروه‌های سنی‌، پراکندگی سنی جمعیت در معرض خطر و میزان تخمینی فوت در هر گروه سنی استفاده نموده‌ایم. از آنجایی‌که فاصله میان ابتلا و فوت حدود ۱۷ روز است این بررسی آماری نشان از ابتلای ۳ تا ۳.۵ درصد از مردم به کرونا در دو هفته پیش دارد و با توجه به دو برابر شدن تعداد مبتلایان در هر هفته تعداد مبتلایان فعلی احتمالا در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت است.

این استراتژی متاسفانه به دلایل بسیار‌، تبعات سنگینی دارد که مهمترین آن فوت گروه زیادی از مردم و مخارج به جا مانده بسیار‌، لطمه‌ و فشار شدید جسمی و روانی به پرسنل درمانی کشور و خسارات جانی به آنان، فرسودگی شدید سیستم درمان و در نهایت ضربه بزرگ اقتصادی به کشور است.

ادامه روند فعلی سبب خواهد شد سرعت ابتلا افراد به شدت بالا برود و لذا تخت‌های بیمارستانی، پرسنل درمانی و دارو‌ برای پاسخگویی به ۱۹ درصد بیماران نیازمند به مراقبت‌های بیمارستانی کافی نباشد و در نتیجه جمعیت بیشتری فوت نمایند و تبعات ذکر شده در ابعاد بزرگتری ادامه یابد! لذا با توجه به عدم توانایی دولت در کمک مالی به تمام مردم جهت قرنطینه شدن و عدم احساس ضرورت آن بدلایل سیاسی‌، باید چاره دیگری برای این معضل یافت که صد البته آنهم نیاز به درک بیشتر مسئولان و اهتمام بزرگان دارد. 

حال چه باید کرد؟

در بررسی آماری فوت شدگان تا حال حاضر که با آمارهای استخراج شده قبلی نیز مطابقت دارد، بیشترین میزان مرگ مبتلایان در سنین شصت سال به بالاست (‌جدول میزان مرگ بر اساس دهه سنی ضمیمه می‌باشد) ‌از طرفی در فرهنگ ایرانی افراد مسن جایگاه خاصی داشته و بالاخص در ایام‌ مهم نظیر عید می‌بایست همه به دیدار آنها بروند. از سوی دیگر بررسی پرونده‌های بیماران بستری بوضوح نشان می‌دهد که بیماران مسن نیاز به تعداد روز بستری و دارو درمانی بیشتری داشته و فشار بیشتری به سیستم درمانی وارد می‌سازند و در نهایت نیز عوارض ایجاد شده نیز برای آنان بالاست‌. لذا بسیار واضح است که با تمرکز بر این گروه سنی‌، انجام مراقبت‌های ویژه و کم کردن تماس‌های آنان (‌لغو دید و بازدید در عید) و درمان سریع بیماری در صورت شروع علائم می‌توان به مقدار زیادی عوارض این بیماری و فشارهای وارده بر کشور را کاهش داد.
photo_2020-03-18_16-33-29.jpg 124.71 KB




پایان پیام/

مطالب مشابه