پزشکی در ایران اسیر شرکتهای دارو و تجهیزات
سالها پیش فلسفه حضور ویزیتور شرکت های دارویی در درمانگاهها که با کیف پر از بسته های دارو یا اقلام مختلف شامل هدایای مزین شده با آرم شرکتهای دارویی و بروشورهای حاوی اطلاعات به ظاهر علمی شیک و جذاب می آیند را متوجه نمی شدم. 
این ویزیتورها با مدارک مختلف از دیپلم گرفته تا دانشجو و  مدارک مرتبط یا غیر مرتبط پزشکی و دارویی از فواید و کاربردهای تولیدات شرکت خود چنان می گفتند که فکر می کردم  اطلاعات علمی من در این زمینه ناقص است. اطلاعاتی که بعضا طرف حفظ کرده و به صورت ضبط شده تحویل می داد و گاها مقالات و رفرنس هایی برای علمی بودن آنها ارائه می داد و گاه شواهدی از مشاهیر که او را پذیرفته و مهر و امضا آنها را هم ارائه می کرد. گاه پیش می آمد یک دارو با ده ها آرم و نام و در ترکیب با داروهای دیگر ارائه می شد. 

بعدها این نوع تبلیغات را با رنگ و لعابی دیگر به شکل اسپانسری کنگره ها و سمینارها و سفره ای به اصطلاح علمی ولی در واقع تفریحاتی دیدیم. همان کاری که شرکتهای تجاری و ساخت و فروش خودرو و شرکتهای ساختمانی بزرگ و بنگاههای مختلف اقتصادی انجام می دهند. 

 آیا دارو و تجهیزات پزشکی احتیاج به تبلیغ دارد؟ اصلا مگر برای دارو و تجهیزات پزشکی، مارکت لازم است؟ 
 آیا یک جای کار ایراد ندارد؟ آیا انحرافی به وقوع نپیوسته است؟
 اگر سلامت را وظیفه پزشکان و سیستم بهداشت و درمان بدانیم و طراحی سیستم درست باشد آیا هدف مصرف حداقلی تجهیزات و دارو برای حفظ سلامت مردم نیست؟ 
 آیا نگاه فروش بیشتر برای سود بیشتر بر سیستم دارویی ما حاکم نشده است؟ 
 آیا داروخانه های ما به مارکت دارو تبدیل نشده اند ؟
 
 اگر تا امروز به دیده شک به این سیستم می نگریستم، با این طرح اخیر جناب وزیر داروساز نمکی هر آدم متعصبی هم به یقین می رسد که این طرح، داروخانه و داروساز را تشویق به فروش بیشتر برای سود بیشتر کرده و زمینه این رانت بزرگ را فراهم می آورد. 

انتظار می رفت وزیر محترم برای تبرئه خود از این رانت، حتی لیست OTC را به منظور کاهش مصرف دارو محدود کند نه این که کارهایی را به داروخانه بکشاند که نه علمی باشد و نه در صلاحیت و توان داروساز.  (مانند واکسیناسیون و تشخیص و درمان و تجویز و فروش هم زمان دارو و تقسیم مسخره بیماری ها به دو گروه بیماریهای جدی و غیر جدی آن هم توسط فردی که حتی یک روز هم در کلینیک بیمار ندیده است و یک شب هم در اورژانس کشیک نداده است.) 
 
 برادر عزیز! کار اشتباه، "اشتباه" است و توجیه کار اشتباه هم "جاهلیت" است.
 به جای گارد گرفتن و توجیه سعی کنید حال که توفیق خدمت نصیب شده در جهت اعتلای فرهنگ سلامت قدم بردارید نه در جهت رانت ماندگار برای صنف خود تا بگویند به رسم مالوف وزیر داروساز داروسازان را تعالی بخشید. درست است که شما داروساز هستید ولی فعلا در جایگاه وزیر بهداشت و درمان مملکت قرار گرفته اید.
 
 اینکه به قول شما "برای بیماری های جزئی دارو می دهید" تا داروهای نزدیک به تاریخ مصرف را رد کنید، نه تعالی همکار داروساز است و نه خدمت به بیمار؛ بلکه چیزی جز تحمیل عوارض بر نظام سلامت نیست که این باعث افزایش بار هزینه میشود.
 به عنوان مثال چگونه میشود که متصدی فروش داروخانه صرفا با اطلاع یافتن از اینکه بیمار سردرد دارد و بدون اینکه حتی بیمار را ببیند، داروی مسکن بفروشد؟ درصورتی که شاید آن بیمار، گلوکوم یا تومور مغز داشته باشد!
 بدتر اینکه گاهی یا به جای پول خرد قرص مسکن می دهند!  

بخش عمده ای از هزینه سیستم سلامت مربوط به واردات دارو و تجهیزات پزشکی و مواد اولیه برای تولید دارو است. اتفاقا داروخانه ها خیلی دوست دارند داروهای خارجی برای بیماران تجویز فرمایند از جمله داروهای مکمل رنگارنگ و غضروف ساز و پروتئین ساز و جگر درست کن و قلب صاف کن و ..... چون ظاهرا سود خوبی هم دارد!
 
 بخش بزرگی از هزینه سیستم سلامت، دخالت افراد غیر پزشک در امر سلامت است. مثل همین کار همکاران دارو ساز و عطاری ها و شکسته بندها و طب های جورواجور رایج در کوچه و خیابان که کار آنها بیمارسازی و از بین بردن زمان طلایی درمان و تحمیل بیماران مراحل انتهایی به سیستم درمان کشور است. 

بخش دیگری از هزینه بهداشت و درمان کشور ناشی از عدم انجام وظیفه مناسب در ایجاد فرهنگ مراجعه به پزشک و افزایش اطلاعات سلامت مردم و پیشگیری و بهداشت است.

و بخشی از هزینه بهداشت و درمان به علت ایجاد خدمات القایی ناشی از عوام گرایی و رواج درمان محوری و اعتماد زدایی از پزشکان عمومی و تخصص های پایه پزشکی و تخصص و فوق تخصص گرایی است.
  
 برادر عزیز به فکر کاهش هزینه بهداشت و درمان و به جا هزینه کردن منابع محدود باشیم.
 بیایید منطق را سرلوحه کارمان قرار دهیم و از الگوبرداری های ناصواب و تقلیدهای کورکورانه دست برداریم. 

پایان پیام/

مطالب مشابه