چرایی آماج تهمت‌ و دشمنام به سوی جامعه پزشکی
پزشکان با وجود تخریب همه جانبه که توسط رسانه ها از صدا و سیما و روزنامه ها گرفته تا شبکه های اجتماعی و تریبون‌های رسمی و غیررسمی توسط شخصیت‌های خودساخته مانند استاد علوم سیاسی تا شخصیت‌های برجسته مانند رئیس جمهور و برخی نمایندگان مجلس به بهانه های مختلف صورت می گیرد و برنامه های کذب و دروغین تحت عناوین کارشناسی اقتصاد درمان توسط افرادی که مدارک تخصصی آنان هیچ ربطی به این حوزه تخصصی ندارد، باز هم از جایگاه اجتماعی و احترام و اعتماد ویژه ای در بین مردم برخوردارند.

عمده این حسادت ها ریشه در عقده حقارت و ضعف ایمان دارد. اینها روزی در مسابقه با پزشکان قرار داشته و این مسابقه را باخته اند یا این که از موفقیت‌های حاصل شده توسط رقیب ناخوشنودند و چون این نعمت را در دست پزشکان می بینند و خود را از دستیابی به آن عاجز دیده و هم اکنون جایگاه خودشان را در مقایسه با آنان کوچک و حقیر می دانند، حس حقارت و حسادتشان برانگیخته شده است و چون نمی توانند خود به این جایگاه دست یابند، به فکر تخریب و فروکشاندن پزشکان افتاده و از هر ترفندی در این راه فروگذار نمی کنند. 

 اینها خودشان را در برابر بزرگی و رفعت جایگاه پزشکان حقیر و کوچک می بینند و در مقابل عظمتی که پزشکان کسب کرده اند‌، حسادت می‌کنند.

 حسادت ابلیس به آدم، ریشه در حقارت و خود کم بینی ابلیس در برابر انسان دارد. ابلیس برای اینکه خداوند حضرت آدم را مسجود فرشتگان قرار داد و آن تاج کرامت را بر سر وی نهاد، به خدا معترض شد و حسادتش هم به کفر انجامید. هم اکنون اینها نیز برای هجمه و تخریب و از بین بردن این سرمایه اجتماعی از هیچ عملی فروگذار نمی‌کنند. 

از تخریب زمینه‌های خدمت، کاهش اعتماد عمومی، موضوع طنز اجتماعی قراردادن، از بین بردن جذابیت‌های اقتصادی، در تنگنا قراردادن ‌ها و محدودیت‌های اجتماعی و محروم کردن از حقوق شهروندی و تکالیف بیش از توان به عهده آنان گذاشتن تا سختگیری مالیاتی و وادار کردن به خروج از این شغل تا مهاجرت و ....اما باید بدانند که حسادت همواره فرد حاسد را می سوزاند چون خدا این نعمت را به پزشکان داده و آنها نمی توانند این نعمت را از بگیرند، بنابراین تا وقتی حسادت ورزند باید بسوزند. 

پزشکان هرجا که باشند پزشکند و این جایگاه آنان به زمان و مکان وابسته نیست و این موقعیت ممکن است با اقدامات آنان دچار نوسان شود ولی از بین رفتنی نیست. 

حسادت ابتدا با غیبت‌، تهمت، تحقیر و تهدید بروز می‌یابد و در عمل گاهی هم به منازعه و نابودی می کشد. قابیل اول به صورت گفتار به برادرش اعتراض کرد و بعد تهدید کرد و بعد به درگیری و .... و در نهایت به برادر کشی انجامید.

امام صادق(ع) می فرماید: کل سوره یوسف را خداوند به این دلیل نازل کرده که یاد بگیریم نسبت به نعمتی که خدا به دیگران داده حسادت نکنیم. 

پیامد حسادت برادران یوسف این شد که خانواده آنها در زجر و سختی بسر برند و 40 سال حضرت یعقوب(ع) از حضرت یوسف(ع) دور ماند. بنابراین حسادت هیچ وقت در درون نمی‌ماند؛ وقتی بیرون آمد خود به خود جنبه اجتماعی پیدا می کند و ما امروز به عینه این آثار را می بینیم.

 پزشکان عزیز هم امروز برای ادامه رسالت و حفظ جایگاه خود باید دقت کنند وقتی در برابر حسودان قرار می گیرند از اظهار نعمت و به رخ کشیدن آن خودداری کنند. 

حضرت یوسف(ع) هم وقتی خوابش را برای پدرش تعریف کرد پدر به او گفت خوابت را برای برادرانت تعریف نکن زیرا تو برگزیده شدی و دارای رسالت هستی. اگر برادرانت از این مطلب آگاه شوند برای تو حیله و کید و مکر می‌کنند.

حسودان باید توجه کنند اینکه خداوند چیزی را به پزشکان داده ممکن است به شما چیز دیگری داده که پزشکان ندارند. باید به آن که خودت داری نگاه کنی و با اصلاح کبر و حقارت و کم بینی و ضعف ایمان حسادت خود را درمان کنی.

کمی به زندگی پزشکان نگاه کنید. آنها برای خود زندگی نمی کنند و زندگی پزشکان برای آرامش مردم است و پزشکان حتی اگر اندکی هم رفاه مادی دارند وقت و شرایط بهره برداری از آن را ندارند.

زندگی پزشکان غرق در اضطراب و استرس و درد و رنج بیماران است و تنها دلخوشی آنان رهایی دردمندان و خوشحالی بیماران و خانواده آنان پس از دوره هایی از درد و رنج است و رفاه مادی آنان اگر و اگر هم وجود داشته باشد، چندان لذتی برای آنان ندارد. 

پایان پیام/

1 نظر

مطالب مشابه