بر سر شاخ ، بن نبرید
یکی بر سر شاخ، بن می‌برید
خداوند بستان نگه کرد و دید

بگفتا گر این مرد بد می‌کند
نه با من که با نفس خود می‌کند

پاره شدن پیوند اکثر مسئولین با مفاهیم فاخر ادبیات کشور از یکسو ، و توهم اَنَ الحق بودن برخی  سیاستگذاران از سوی دیگر ، در کنار بی توجهی سهوی یا عمدی بخش مهمی از دولتمردان به قواعد اثبات شده روانشناسی و جامعه شناسی ، باعث سوق دادن ذائقه ملت به مسیرخطرناک احساس خود عالم پنداری و خود درمانگری بسیاری از عامه مردمو خود برتر پنداری برخی غیرمتخصصین،  بر متخصصین اهل فن شده است.

بعنوان مثال ، استاد علوم سیاسی ، به خود اجازه میدهد در برنامه ریزی سلامت کشور اظهار نظر کند ، یا بخشی از نمایندگان در یک حرکت خودجوش ! بدون توجه به زیرساختهای سخت افزاری و نرم افزاری کشور و قواعد اموزشی ، قبل از امضا طرح دوفوریتی ، خود را بی نیاز از مشاوره کارشناسان مسئول و استخوان خرد کرده میدانند.

 یا برخی افراد عادی و بی صلاحیت در امر طبابت ، وقتی به پزشک مراجعه میکنند ، با قیافه حق به جانب و مدعی ، به پزشک تکلیف میکنند که چه دارویی برایشان تجویز نماید!

این اتفاقات ، از منظر آسیب شناسی ، یک مشکل اجتماعی فراگیر است که ارتباط مستقیم با سیاستگذاری و نحوه نظارت و اجرای  تولیت سلامت دارد.

اظهار فضل ، با اعتماد به نفس کاذب ، در زمینه بی ارتباط با تحصیلات  ،یک اختلال فردی است که ریشه در عادات اجتماعی دارد و عادات اجتماعی مردم توسط قوانین و سیاستهای اجرایی دولت شکل میگیرد  که بفرموده معصوم : الناسُ علی دین مُلوکهم.

در صدر ننشاندن فضلا و علمای فن ، اصلی ترین عامل انحطاطها و اختلالات ومشکلات اجتماعیست.

جماعتی  که به غلط ،گمان برده اند  تخریب سیستماتیک و عامدانه وجهه پزشکان ، و ویرانی ارتباط طبیب و بیمار ،  سبب بهبود وضعیت سلامت اجتماع خواهد شد ، باید بدانند که سخت در اشتباهند و متضرر اصلی این سیاستهای نابخردانه، همان مردمند.

تلاش برای شکستن قشر مرجع در جامعه ، مهمترین اثرش ، فرار مغزها ، و انحطاط و بروز ناهنجاریهای اجتماعی خواهد بود.

کاهش آستانه تحریک پذیری عمومی،  مهمترین پیامد چنین سیاستهایی است و در فضای نا امن ، تحصیلکردگان و اقشار مرجع ، ماندگاری طولانی نخواهند داشت .

ندیدن ، دلیل بر نبودن نیست !  
... این علائم  هشدار دهنده را باید دید... 
چند ده هزار نفر پزشک  عطای طبابت در کشور را به لقاء آن بخشیده اند و یا به کشورهای دیگر مهاجرت کرده اند.

آنانکه زیست شناسی سال اول دبیرستان را خوانده باشند ، با مفهوم اکوسیستم و دلایل علمی مهاجرت  آشنا هستند و انانکه رابطه ای با نوشتار سعدی داشته باشند خوانده اند که :

حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید .... اما هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده و گر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولتیست وهنرمند هر کجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.

دولتمردان محترم ،  جفا بر سلامت ملت نکنید. بگذارید ذره ای دل خوش برای خدمت به مردم و تسکین آلامشان در کارکنان درمان باقی بماند. 
یکبار دیگر مفهوم اکوسیستم و پند سعدی را مرور کنید تا بر سر شاخ ، بن نبرید.
۱۵ مرداد ۹۸

پایان پیام/

1 نظر

مطالب مشابه