نمی‌توانستم خاموش باشم و از هم‌صنفان و همکارانم دفاع کردم
پزشکان و قانون:‌ اخیرا اخباری درباره جنابعالی و برخی مشکلاتی که برای شما ایجاد شده است، به گوش می‌رسد. نامه‌ای با امضای جنابعالی منتشر شده مبنی بر اینکه در اثر برخی فشارها، تا اطلاع ثانوی دیگر عمل جراحی نخواهید کرد که این موضع‌گیری شما، واکنش‌هایی زیادی را هم به دنبال داشت. لطفا بفرمایید که ماجرا چه بود؟

همانطور که گذشت زمان ثابت کرده و همه اعضای جامعه پزشکی هم می‌دانند، تنها حاصل بسیاری از طرح‌هایی که در سال‌های اخیر درحوزه بهداشت و درمان کشور اجرا شده و به خصوص برنامه موسوم به طرح تحول سلامت، توهین و اهانت به کادر پزشکی و کارکنان مراکز درمانی بوده است. بنده هم چه به عنوان شخصیت حقیقی دکتر محمد رازی و چه به عنوان شخصیت حقوقی خودم که رئیس انجمن جراحان ارتوپدی کشور هستم، نمی‌توانستم در مقابل این تهمت‌ها و توهین‌هایی که به کادر پزشکی می‌شود، سکوت کنم و در برهه‌های زمانی مختلف انتقادات به حقی را مطرح کرده‌ام. همینطور درمورد تعرفه‌های ناعادلانه‌ای که برای خدمات درمانی در نظر گرفته شد، بنده بارها و بارها عرض کردم که این تعرفه با شخصیت و شئونات پزشکی کشور ما هیچ همخوانی نداشته و بسیار ناعادلانه است. درعین حال در تصویب این تعرفه‌ها، عدالت بین رشته‌ای و حتی درون رشته‌ای هم رعایت نشده است. ضمن اینکه این تعرفه‌ها بسیار قدیمی و مربوط به سال 2006 کالیفرنیا هستند که بعد از آن تحول بسیار چشمگیری در جراحی‌های مختلف ازجمله آرتروسکوپی و بسیاری دیگر از اعمال جراحی رشته ارتوپدی به وجود آمده که هیچ‌کدام از این تحولات در این تعرفه‌ها پیش‌بینی نشده است.
حتما به خاطر دارید که به دنبال آن اعتراضات و انتقادات، بنده از دانشگاه علوم پزشکی ایران در حقیقت اخراج شدم. چرا که بنده را ملزم به یک بازنشستگی اجباری کردند و با وجود اینکه نه از نظر سنی و نه از نظر سنوات خدمت این بازنشستگی اجباری شامل حال من نمی‌شد، ولی علی‌رغم خواست من برای بازگشت به کار، این اتفاق نیفتاد و دیگر اجازه بازگشت به کار در دانشگاه علوم پزشکی ایران به من داده نشد.

 
پزشکان و قانون: این اتفاقات در دوران وزارت دکتر هاشمی رخ داد، درست است؟

بله. این حوادث مربوط به شهریور سال ۹۷  است. به‌هرحال کاری که می‌خواستند را به انجام رساندند. ولی من که نمی‌توانستم بعد از آن خاموش بنشینم و لذا هروقت که لازم بود از حقوق هم‌صنفان و همکاران خودم دفاع کرده و می‌کنم. ولی این مسئله باعث شد که این آقایان به یک بهانه مقدس مثل «حفظ حقوق بیماران» مرتب به بیمارستان‌های نورافشار و آتیه که بنده در آنجا مشغول به کار هستم مراجعه می‌کردند و پرونده‌های مرا بازدید می‌کردند و برخی از آنها را با خودشان می‌بردند. ضمن اینکه بعضا بیماران مرا به شکایت برعلیه من مجبور یا تشویق می‌کردند. یعنی در حقیقت امنیت شغلی بنده را خدشه‌دار کردند و من هم بارها به این موضوع اعتراض کردم. تا اینکه این اواخر در سازمان تعذیرات حکومتی پرونده شکایتی را از سوی دو نفر از بیماران من به جریان انداخته اند و جالب اینکه این دو بیمار، از کار من رضایت کامل داشتند و من امروز رضایت کتبی این عزیزان را هم در اختیار دارم.
 

پزشکان و قانون: یعنی بیماران را تشویق یا مجبور به شکایت کردند؟

بله! ممکن است بیمار از بخشی از خدماتی که در بیمارستان به او ارائه شده، نارضایتی داشته باشد ولی این آقایان وقتی که بخواهند، به نوعی پزشک را هم مشمول این شکایت می‌کنند. در صورتی که من از هر دوی این عزیزان نامه کتبی دارم که شکایت ما از پزشک نبوده و ما از دکتر محمد رازی هیچ شکایتی نداریم. وقتی بنده احساس کردم که قرار است امنیت شغلی من بیش از پیش خدشه‌دار شود، من در وهله اول دست از عمل جراحی کشیدم و حدود یک هفته هیچ عمل جراحی انجام ندادم. بعد از گذشت یک هفته هم دیدم اگر قرار است عمل کنم ولی بعد از هر عملی که انجام می‌دهم پرونده آن بیمار در دست بررسی قرار گیرد و بعضا به سازمان تعذیرات برود، پس بهتر است که من ابتدا بیماران را خدمت آقایان بفرستم تا آقایان گلچین کنند و هر بیماری را که صلاح می‌دانند به بنده معرفی کنند. بنابراین به بیمارانی که می‌خواستند من عملشان کنم می‌گفتم شما ابتدا به معاونت درمان بروید و یک نامه بگیرید تا من شما را عمل کنم. بعد از مدتی معلوم شد وقتی بیماران من به معاونت درمان  مراجعه می‌کنند، آنها را به شکایت تحریک میکنند. من از چندین نفر از بیمارانم نامه دارم که اعلام کرده‌اند ما در فلان تاریخ به معاونت درمان مراجعه کردیم و فلان شخص یا فلان دفتر ما را تحریک کردند و گفتند که خود ما از آقای دکتر رازی شکایت کرده‌ایم و شما هم بروید و از ایشان شکایت کنید. من اخیرا متوجه شدم که دانشگاه علوم پزشکی ایران در سه دادستانی از من شکایت کرده است. یعنی به دادستانی جرائم پزشکی، نظام پزشکی و تعزیرات حکومتی. نکته بسیار حائز اهمیتی که در اینجا وجود دارد این است که مشکل اخیر ما در بیمارستان نورافشار بود که این بیمارستان در حوزه دانشگاه شهید بهشتی است ولی این شکایت از طرف دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده است. و همین مسئله یک علامت سوال بزرگ در برابر اقدامات این آقایان قرار می‌دهد و به ما این حق را می‌دهد که شک قریب به یقینی داشته باشیم که این مسائل از بالا هدایت می‌شود و منظوری وجود دارد. وگرنه چرا باید یک دانشگاه علوم پزشکی از پرونده‌ای شکایت کند که اصلا در حوزه آن نیست. اگر از من سوال کنید می‌گویم به احتمال بسیار زیاد دستوری به دانشگاه شهید بهشتی داده شده که این دانشگاه زیر بار نرفته است ولی دانشگاه علوم پزشکی ایران باتوجه به پیشینه‌ای که با من داشته است، پیشقدم شده و در آن سه مرکزی که خدمتتان عرض کردم از من شکایت کرده است.

 
پزشکان و قانون: این که می‌فرمایید از بالا هدایت می‌شود، منظورتان کجاست؟

منظورم معاونت درمان وزارتخانه است. دستور از آنجا صادر شده است.
 

پزشکان و قانون: آقای دکتر! همانطور که خود شما هم در ابتدای این مصاحبه اشاره کردید، بیشتر انتقادات شما از طرح تحول سلامت بود. ولی چرا فشارهایی که می‌فرمایید در این دوره (پس از وزارت دکتر هاشمی) هنوز ادامه دارد؟

به دلیل اینکه بعد از تغییری که در مقام وزارت بهداشت ایجاد شد، معاونت‌های اصلی وزارت و به خصوص معاونت درمان دست ‌نخورده باقی ماندند و این گروهی که با من و بقیه پزشکان مشکل دارند، همان‌هایی هستند که در دوران وزیر قبلی هم حاکمیت معاونت درمان را در اختیار داشتند. یعنی سیاست‌های آنها به هیچ وجه تغییر نکرده است و اگر در مواردی ملایم‌تر شده‌اند، به خاطر فشار و اعتراض یکدست جامعه پزشکی بوده است نه اینکه آنها سربه‌ راه شده باشند. 

 
پزشکان و قانون: در دوره جدید وزارت، آیا این مسائل به گوش دکتر نمکی رسیده است؟ یا معتقدید ایشان کاملا در جریان و راضی هستند؟

مسائل که صددرصد به گوش ایشان رسیده است ولی نکته اینجاست که از طرف همان آقایان به گوششان رسیده نه از طرف من؛ و وقتی مسائل از طرف آنها بازگو می‌شود، مشخص است چطور خواهد بود. وقتی با بیمار من اینگونه صحبت و برخورد می‌کنند، معلوم است که به وزیرشان چه می‌گویند.
photo_2019-07-27_17-52-59.jpg 110.89 KB

پایان پیام/

8 نظر

مطالب مشابه