نکته در اینجاست، که ما را فروخت؟
پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)؛

انگار هجمه‌ها به ساحت و منزلت پزشکان قرار نیست پایانی داشته باشد. عده‌ای از جوانان این کشور که بهترین سال‌های عمر را در پی تحصیل بهینه علم بودند تا بتوانند چراغی در دل تاریکی‌ها بیافروزند؛

بهترین سال‌های عمر را در کنار بیماران و تلاش برای بهبودی آنها صرف کرده‌اند؛

گروهی از جامعه که در یکی از مهم‌ترین بخش‌ها یعنی سلامت در حال ایفای نقش خدماتی خود می‌باشند و در بسیاری از بزنگاه‌ها و بحران‌ها نشان داده‌اند که در اول صف خدمتگزارانند؛ 

گروهی که در اکثریت قریب به اتفاق بخشی از خدمت خود را در به اجبار یا اختیار در مناطقی و با امکاناتی ارائه داده‌اند که بسیاری را تاب تحمل آن نیست و نخواهد بود؛

گروهی مانند بسیاری از گروه‌های خدمات دهنده در جامعه اما با اختصاصات ویژه شغلی؛

اما چه شده که هر که از هر گوشه زخمی بر این پیکر خسته می‌زند؟

آنگاه که وزیر بهداشت سابق سامانه درست می‌کند که هر کس از پزشکان شکایتی دارد، بفرماید و ما پذیرا هستیم،

آن وقت که معاون کل وقت وزارت بهداشت با دادن آمارهای گیج کننده اذهان مردم را نسبت به پزشکان مخدوش می‌کند،

آن زمان که خبرنگاری مهجور برای خود شیرینی، داشتن و نداشتن کارتخوان را بهانه تازش به پزشکان می‌کند و پاسخ مناسبی نمیابد،

آن زمان که از تریبون مجلس اعداد و ارقام تخیلی در مورد مالیات پزشکان ایراد می‌شود و به دنبال آن اعداد متناقض از همین مالیات در مراجع مختلف می‌بینیم،

وقتی که وزارت بهداشت خرده دعواهای داخلی را به بیرون فریاد می‌زند،

زمانی که صدا‌و‌سیما (رسانه ملی) با مجوز دادن به هر نامجری و ناکارشناسی‌ پرچمدار توهین به قشری خاص می‌گردد،

آن زمان که در اقصی نقاط کشور به پزشکان حمله و تعرض می‌شود و مسئولین پیگیری نمی‌کنند،

آنگاه که....

چه بسیار است این اقدامات برای دلسرد کردن گروهی از ارائه خدمات؛

چقدر کافیست این توهین‌های روزمره تا این گروه عطای این نوع خدمت را به لقایش ببخشند؛

از این هجمه‌ها چه کسانی و یا گروه‌هایی سود می‌برند و که متضرر می‌شود؟

قطعا متضرر نهایی جامعه پزشکی نخواهد بود زیرا آنان قبلا نشان داده‌اند که راه خود را میابند و در کسب بهترین جایگاه‌ها در ابتدای صف هستند و اگر چه هر از گاهی شکوه‌ای از این ناملایمات دارند، اما معتقدند:

هر تیر که در کیش است، گر بر دل ریش آید
ما نیز یکی باشیم از جمله قربان‌ها

محققا بازنده‌ اصلی این تک و پاتک‌های بلاانقطاع به جامعه پزشکی، مردم هستند. همانها که نه به گاه بیماری که همواره نیاز به اعتماد به پزشکان دارند. نیاز به این اعتماد دارند تا در وانفسای بروز عدم صحت بی هیچ دغدغه‌ای پزشکشان را انتخاب کنند، تا دچار اگر و امّاهای دگر‌ساخته نشوند، تا دائما نگران فرعیات در مراجعه به طبیبان نباشد.

آقای وزیر (سابق، فعلی و ...)، وکیل محترم مجلس، ریاست رسانه ملی و ارباب جراید، شما در مقابل اعتماد مردم به خدمتگزارانشان ایستاده‌اید، شما در مقابل سلامت این مردم ایستاده‌اید، شما مانع صحت جان و روح این خستگان خواهید بود و در پیشگاه حق تعالی پاسخگویید، مگر اینکه در رفتار و کردار و منش خود تجدید‌ نظر کنید.

آن نشنیدید که یک قطره اشک
صبحدم از چشم یتیمی چکید

برد بسی رنج نشیب و فراز
گاه در افتاد و زمانی دوید

گاه درخشید و گهی تیره ماند
گاه نهان گشت و گهی شد پدید
.
.
.
داد بهر یک، هنر و پرتوی
آنکه در و گوهر و اشک آفرید 

من گهر روشن گنج دلم
فارغم از زحمت قفل و کلید

 پرده‌نشین بودم ازین پیشتر
دور جهان، پرده ز کارم کشید

برد مرا باد حوادث نوا
داد تو را، پیک سعادت نوید

من سفر دیده ز دل کرده‌ام
کس نتوانست چنین ره برید

آتش آهیم، چنین آب کرد
آب شنیدید کز آتش جهید

من بنظر قطره، بمعنی یمم
دیده ز موجم نتواند رهید

همنفسم گشت شبی آرزو
همسفرم بود، صباحی امید
.
.
.
چهر من از چهره جان، یافت رنگ
نور من، از روشنی دل رسید

نکته دراینجاست، که ما را فروخت
گوهری دهر و شما را خرید

با درود به روان پروین اعتصامی

پایان پیام/

1 نظر

مطالب مشابه