چه کسی راست می‌گوید؟
پایگاه خبری پزشکان و قانون؛

این روزها برخی از نمایندگان مجلس تمام هم و غم خود را مصروف اثبات برخی ادعاها کرده‌اند. آماری از فرار مالیاتی پزشکان ارائه می‌دهند که به نظر می‌رسد دقیق نیست. از نظر دکتر هاشم موذن‌زاده این نمایندگان فقط روی یک تک جمله از صفحه ۳۲ گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس انگشت گذاشته‌اند و تلاش برای اینکه آنها بگویند دقیقا با استناد به کدام جداول به این نتیجه رسیدند، بی‌ثمر است.
شائبه بزرگتر در خصوص اعلام رقم فرار مالیاتی پزشکان، یک تفاوت بزرگ میان آمار رسمی سازمان امور مالیاتی و آماری است که نمایندگان به آن استناد کرده‌اند. موذن‌زاده می‌گوید: «اگر در حوزه مالیات پزشکان بتوان آمار رسمی اعلام شده را به ۱۰ برابر افزایش داد و شخصی مثل رئیس سازمان مالیاتی کشور، یک دهم عدد واقعی را اعلام کرده باشد، چگونه می‌توان به سایر آمار اطمینان کرد؟» او ادامه می‌دهد: «نکته جالب اشتباه فاحش مرجع اصلی این آمار در یک ضرب و تقسیم ساده در خصوص عددهای درآمدی و جمعیت پزشکان است که اگر آنها را به شکل معکوس انجام دهید، به یک عدد غیر منطقی در خصوص تعداد پزشکان کشور می‌رسید.»
گلایه دیگر موذن‌زاده این است که در جامعه پزشکی، گروه‌های طرحی و گروه‌های رزیدنت دیده نمی‌شوند. در حالی که بیش از ۱۰ هزار رزیدنت در کشور هستند که به غیر از درآمدهای مختصر فقیرانه، هیچ درآمد دیگری ندارند.
او در نهایت می‌گوید: «تصور من این است که در این قضیه نوعی جهل بر واقعیت وجود دارد و نگاهی که پزشکان را به طور کلی ثروتمند می‌داند. مهم هم نیست که این ثروت مشروع است یا غیرمشروع و آیا واقعا به دست آمده یا نه؟ مهم این است که به نوعی نشان دهد که اگر شما این ثروت را دارید حتما باید مجازات را هم بکشید.»

مشروح گفت‌وگوی پایگاه خبری پزشکان و قانون، با دکتر هاشم موذن‌زاده -جراح عمومی- در پی می‌آید:

پزشکان و قانون: آقای دکتر طی روزهای اخیر شاهد این مساله بودیم که بحث در خصوص مالیات پزشکان راه به محافل غیر تخصصی و عمومی پیدا کرده و به نظر می‌رسد این یک اتفاق نامبارک است. به طور کلی بحث مالیات از کجا شروع شد؟

به نظر می‌رسد ما در شرایطی قرار گرفتیم که بحث مالیات بر درآمد پزشکان، به شکلی از پرچم‌داری عدالت اجتماعی تبدیل و این احساس ایجاد شده که در تیررس قرار دادن یک موضوع مثل مالیات پزشکان می‌تواند این انگاره را برقرار کند که ما توانستیم در این حوزه، عدالت اجتماعی برقرار کنیم. 

پزشکان و قانون: به نظر شما این مساله، شدنی است؟

اینکه آیا این مساله شدنی است یا خیر، نیاز به یک مبحث تخصصی دارد. آنچه ما به نقل از معاونین سازمان مالیاتی کشور و وزارت امور اقتصادی می‌دانیم این است که در این کشور، بین ۳۵ تا ۴۵ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی وجود دارد که البته به نظر می‌رسد همین رقم اعلامی هم در حد حدس و گمان و بی‌بهره از اطلاعات است. کمااینکه یک شکاف ۱۰ هزار میلیارد تومانی بین این ۲ عدد اعلام شده وجود دارد. یک اتفاق خاص در این حوزه، ورود کمیسیون تلفیق به مقوله مالیات است که متاسفانه به نظر می‌رسد ناشی از یک گزارش غیر کارشناسی بوده است. در کمیسیون تلفیق این تصور به وجود آمده که رقم مالیات پزشکان، کم تخمین زده شده و در این میان تعداد زیادی از پزشکان دچار فرار مالیاتی شده‌اند.  

پزشکان و قانون: منبع این گزارش که آن را غیر کارشناسی می‌دانید، کجاست؟

آنچه ما توانستیم پیدا کنیم این است که در صفحه ۳۲ گزارش شماره ۱۶۲۱۹ مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی که یک گزارش ۳۶ صفحه‌ای است، ذیل یک مبحث تحت عنوان تامین منابع از مشاغل خاص، به تنها موردی که اشاره شده، گروه پزشکی در بخش سلامت است.
نکته جالب محتوای این صفحه است که می‌گوید به اعتقاد کارشناسان، عددی که پزشکان باید به‌َعنوان مالیات پرداخت کنند، رقمی بالغ‌بر ۶۸۰۰ میلیارد تومان است. نکته جالب‌تر قیاس این عدد با عددی است که مسئول این کار یعنی رئیس سازمان مالیاتی کشور اعلام کرده است. برای بنده به‌عنوان کسی که از مدت‌ها قبل کار حقوقی و قانونی می‌کنم، جای تاسف دارد که بگویم برای نمایندگان و مرکز پژوهش‌های مجلس، کارشناسانی که نام و نشانی ندارند و منبع و ماخذی هم معرفی نکردند، اولی‌تر از رئیس سازمان مالیات در نظر گرفته شده‌اند که چگونگی این قضیه برای ما جای سوال است.
سوال این است که اگر در حوزه سلامت و مالیات پزشکان بتوان آمار رسمی اعلام شده را به ۱۰ برابر افزایش داد و شخصی مثل رئيس سازمان مالیاتی کشور، یک دهم عدد واقعی را اعلام کرده باشد، چگونه می‌توان به سایر آمار اطمینان کرد؟ 
نکته تاسف‌انگیز دیگر این است که این آمار در گزارش آقای امیر آبادی عضو هیات رئیسه مجلس و نماینده قم هم بود. با یک بررسی در فضای مجازی مشخص شد که این آمار، ابتدا از زبان شخصی به نام آقای حسین بانکی مطرح شده است. ایشان محاسباتی از درآمد پزشکان انجام داده و مثلا درآمد متخصصین را ماهیانه ۵۰ میلیون تومان عنوان کرده است. اما نکته جالب اشتباه فاحش ایشان در یک ضرب و تقسیم ساده در خصوص عددهای درآمدی و جمعیت پزشکان است که اگر آنها را به شکل معکوس انجام دهید، به یک عدد غیر منطقی در خصوص تعداد پزشکان کشور می‌رسید.

پزشکان و قانون: در نهایت از این آماراعلام شده چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت؟

 ما هم متوجه نشدیم در انتهای این مسیری که نمایندگان مجلس در کمیسیون تلفیق به یکباره شروع کردند و همه آنها به آن واکنش نشان دادند، بالاخره چه تعداد از پزشکان فرارمالیاتی می‌کنند که الان توسط سیستمی که اینها قصد اجرای آن را دارند، به نوعی مجازات شوند. اگر قرار باشد بخشی از پزشکان دچار آسیب ناشی از مالیات شوند، خیلی‌های آنها مثل گروه‌های طرحی، از گروه‌های با میزان درآمد پایین هستند. از طرفی مقدار زیادی از درآمدهای افراد در بخش دولتی، در سیستم‌هایی مثل قاصدک و پله‌کانی، کاملا خرد می‌شود و به گونه‌ای نیست که بتواند از یک حدود مالیاتی خارج شود.
به نظر می‌رسد که ایده اصلی در این حوزه، بخش خصوصی است و نه بخش دولتی. چون باید بپذیریم که دولت مالیات را از جیب خود می‌گیرد و کسی نمی‌تواند پرداخت‌های بخش دولتی را بدون کسر مالیات انجام دهد. در غیر این صورت فرار مالیاتی مبرهنی اتفاق افتاده است. اینکه برخی افراد یک عدد ۶ هزار و ۷۰۰ میلیارد تومانی را به سمت بخش خصوصی هل دهند، با هیچ‌ واقعیتی در کشور سازگار نیست. مفهموم آن این است که اگر متوسط ۱۵ تا ۲۰ درصد مالیات را برای آنها فرض کنید، درآمد شامل مالیات حدود ۴۰ تا ۴۵ هزار میلیارد تومان است که این رقم کاملا گویا بوده و نیازی نیست که در مورد آنها شواهدی بیاوریم. این وضعیت به حدی نگران کننده است که حتی سرپرست وزارت بهداشت هم مستقیما به آن اشاره کرده و گفته که این عدد را قابل باور نمی‌داند. این را کسی می‌گوید که قبلا در سازمان برنامه و بودجه مسئولیت داشته و اعداد و ارقام را به خوبی می‌شناسد. زمانی که ایشان نمی‌تواند این مساله را باور کند، ما هم نمی‌توانیم باور کنیم. 

پزشکان و قانون: برخی می‌گویند حتی اگر این ارقام را بپذیریم، مشکل اینجاست به جای اینکه از درآمد حوزه سلامت محاسبه شوند، از کل گردش مالی این حوزه محاسبه شده‌اند. نظر شما چیست؟

تعجب برانگیز است اینکه ما می‌توانیم در خیلی از موارد آمارهایی را ارائه دهیم، اما زمانی که می‌خواهیم پشت یک نیت، شفافیت برقرار نباشد، از دادن آمارهای واقعی فرار می‌کنیم. نمایندگان مجلس فقط روی آن تک جمله صفحه ۳۲ آن گزارش انگشت گذاشتند و تلاش برای اینکه این افراد بیایند و بگویند که دقیقا با استناد به کدام جداول به این نتیجه رسیدند، بی‌ثمر است. چون مطمئن هستیم که به این جداول دسترسی ندارند و نتوانستند به ریز جداول با حسن نظر و دقت نظر دسترسی پیدا کنند و لذا به همان یک جمله خاص رضایت دادند. 
به نظر می‌رسد یکی از تئوری‌ها این است که این افراد فقط به بخش گردش مالی نگاه کردند. اما متاسفانه زمانی که بعضی از رفتارهای متوهمانه را در مورد درآمدهای جامعه پزشکی می‌بینید، شاید معتقدند که ما در بخش خصوصی ۴۵ هزار میلیارد درآمد داشتیم که باید ۶ هزار و ۷۰۰ میلیارد را به شکل پرداختی مالیاتی انجام دهیم. 
در اینجا یک حدس می‌توان زد. این که تصور و پیش‌داوری اولیه این بوده که پزشکان پولدار هستند. خیلی هم برای آنها عدد و رقم مهم نبوده است. همانطور که در سخنان آقای امیرآبادی، اشتباهات محاسباتی وجود دارد. حتی اگر محاسبات را تنظیم و صفرهای اشتباه را حذف کنیم، ایشان با عددی که می‌گویند، تمام پزشکان عمومی، تمام متخصصین و تمام دندانپزشکان ما را فعال فرض کرده‌اند.
به نظر می‌رسد که در جامعه پزشکی، گروه‌های طرحی و گروه‌های رزیدنت را نمی‌بینند. در حالی که ما بیش از ۱۰ هزار رزیدنت در کشور داریم هستند که به غیر از درآمدهای مختصر فقیرانه، هیچ درآمد دیگری ندارند. ایشان چطور به خود جرات می‌دهند که همه ما را با هم یکی کنند؟ تصور من این است که در این قضیه نوعی جهل بر واقعیت وجود دارد و نگاهی که ما را به طور کلی ثروتمند می‌داند. مهم هم نیست که این ثروت مشروع است یا غیرمشروع و آیا واقعا به دست آمده یا نه؟ مهم این است که به نوعی نشان دهد که اگر شما این ثروت را دارید حتما باید مجازات را هم بکشید. اگر نه، چرا رقم مالیات ۱۰ درصد در نظر گرفته شده و چرا آن را ۸ درصد یا ۶ درصد نکرده‌اند؟ چرا باید عدد علی‌الحساب مالیات از ۵ به ۱۰ درصد یعنی به حدود ۲ برابر برسد؟ در حالی که در کشور و طبق آمار موجود سازمان مالیاتی که بالاخره نمی‌دانیم باید به آن اطمینان کنیم یا خیر، مالیات بر مشاغل نسبت به سال ۹۵، ۴ درصد کاهش داشته است. این نشان می‌دهد که مشاغل افت کرده‌اند. 
 
پزشکان و قانون: در چند سال اخیر و خصوصا بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت، اتفاقاتی افتاد که نگاه مردم به پزشکان را دچار تغییر کرد. زمانی اصطلاح زیرمیزی رواج پیدا کرد و حالا فرارمالیاتی. چرا؟ این روند چه آسیب‌هایی در پی دارد؟

به نظر می‌رسد دلیل این امر را باید از طراحان آن پرسید اما من فکر می‌کنم که هنوز هم تمایل داریم که مطالب را به شکل غیر علمی حل کنیم. یک نوع شعارزدگی شدید در قاموس تقسیم کردن آدم‌ها. متاسفانه تفکر قبلی که در وزارت بهداشت وجود داشت، کاملا بر مبنای بحث تقابلی بود. این که ما سمت مردم هستیم و معلوم نیست که بقیه سمت چه کسی هستند؟ این یک مشکل جدی بود. بنده چند روز پیش در یک مطلب اختصاصی در گروه پزشکان و قانون از سرپرست محترم وزارت بهداشت درخواست کردم که بالاخره مشخص کنند که ما جزء کارکنان نظام سلامت هستیم یا خیر؟ کسی باید از ما صیانت کند یا خیر؟ اگر وزارت بهداشت متولی شرایط عمومی سلامت در کشور است، ما هم بخشی از آن هستیم و نباید لحظه به لحظه این احساس در ما به جود بیاید که نوعی «جوجه اردک زشت» محوطه هستیم. ما این نیستم و نبودیم. البته قصد نداریم خودمان را تافته جدابافته بدانیم و سعی کنیم دیگران را نسبت به خودمان پایین‌تر فرض کنیم؛ اما در حال حاضر مشکل جدی که برای ما پیش آمده این است که نمی‌توانیم حتی آن چیزی باشیم که بقیه هستند. سایر اصناف و گروه‌ّهای شغلی می‌توانند از خود دفاع کنند؛ اما دفاع ما همراه با اتهاماتی مثل لابی کردن، طمع‌ورزی و اینکه اینها نمی‌توانند از خیر پول بگذرند، همراه است. چرا مابقی اصناف می‌توانند چانه‌زنی کنند؟‌ 
من مستنداتی می‌آورم که مسئولین رسمی کشور برای کاهش مالیاتی با یک صنف گفت‌وگو کردند و با هم به نتیجه رسیدند. اما زمانی که به موضع پزشکی می‌رسیم، چیزهایی از دوستان می‌شنویم که قابل هضم نیست. آقای امیرآبادی در گفت‌وگو با دکتر جهانگیری اعلام کردند که پزشکان یک گروه خاص هستند. 
قانونی که از سال آینده برقرار خواهد شد و فقط مبنی‌بر درآمد عمومی شخص خواهد بود و بحث ضرایب مالیاتی مشاغل از آن حذف می‌شود، این یک‌دستی در نگاه را ایجاد کرده است. یعنی عضو محترم هیا‌ت‌رئيسه مجلس این را نمی‌داند؟ چرا نباید بداند؟ او نمی‌داند که کارانه پزشکان ما شامل مالیات می‌شود؟ به نظر می‌رسد ما به‌عنوان یک گروه که توان این را داشته که روی پای خود بایستد و بتواند از ارزش افزوده کار خود استفاده کند، باید در معرض آسیب قرار بگیریم.
اگر در بخش دولتی ثروت تولید می‌شود، ناشی از کار گروه درمان است، نه پزشکان. وزیر سابق بهداشت اعلام کردند که بیش از ۸۰ درصد بیمارستان‌های ورشکسته و بدهکار، بعد از طرح تحول توانستند از ورشکستگی و از بدهکاری خارج شوند. امروز این بیمارستان‌ها ممکن است ورشکسته طلبکار باشند، اما بدهکار نیستند. این ارزش افزوده و ثروت را چه کسی تولید کرده است؟ اگر می‌خواهید اعلام کنید که چون در بخش دولتی هستید، حقوق ثابت بگیرید، تکلیف را معلوم کنید و آن را در قالب قوانین حل کنید. الان رقم‌هایی که بچه‌های ما می‌گیرند، کاملا به شکل قانونی انجام می‌شود. جالب است که ما معترض هستیم به این که خیلی‌ از کسورات ما غیر قانونی و نوعی مالیات مضاعف است. اینکه شما تولید کننده واقعی ثروت را مجازات کنید، ایراد دارد. به نظر می‌رسد که دلیل آن به استقلال ما در ایجاد ثروت برمی‌گردد. استقلالی که ناشی از مهارت‌ها، قضاوت پزشکی و هر چیز دیگری است که در رابطه یک پزشک و بیمار در بخش مالی آن شکوفا و از آن مثل هرجای دیگر ثروت تولید می‌شود.

برای شنیدن فایل صوتی مشروح این گفت‌وگو، بر روی لینک زیر کلیک کنید؛

dr-hashem-moazen.mp3 7.98 MB

پایان پیام/

محسن طاهرمیرزایی گفت‌وگو: محسن طاهرمیرزایی

مطالب مشابه